شهرستان خواف: پیشینهٔ تاریخی
«خواف» همچون خواف نوشته میشود و «خاف» خوانده میشود. تمامی جغرافیدانان عصر اسلام همچون یاقوت در «معجم البلدان»، مقدسی در «احسن التقاسیم» و حمدالله مستوفی در «نزهه القلوب» و سرانجام حافظ ابرو در «جغرافیا ی تاریخی» خواف را به همین شکل ضبط کردهاند. امروزه خواف وسعتی در حدود یک دهم خواف قدیم را دارد. در گذشته تربت حیدریه و بخشی از منطقهای که اکنون در خاک افغانستان است جزء خواف بودهاست. خواف از نظر پیشینه تاریخی پیش از اسلام جزیی از قلمرو پارتیان بوده و سابقه تاریخی اش به چندین هزار سال میرسد. به گزارش دکتر مشکور صاحب رساله ایران در عهد باستان خواف در عهد اشکانیان و ساسانیان نیز جزء شهرهای آباد ایران بودهاست که از توابع مهم ابرشهر (نیشابور) محسوب میشد. حاکم این ولایت را «کنارنگ» میگفتهاند. حافظ ابرو دانشمند و مورخ نامی قرن هشتم و نهم خواف را چنین توصیف کردهاست: خواف ناحیهای است مشهور که مردم بزرگ از آنجا برخاستهاند. از علما و ملوک و وزراء جد اعلای محمد مظفر شاه شجاع از دهستان نشتیفان خواف بوده و ملک زوزن که مدتی حکومت کرد در اواخر دولت خوارزمشاهیان از زوزن خواف بودهاند. در خواف مزارع و قراء بسیار است و کانی آهن دارد. مردم در آنجا سنی و شیعه مذهبند و آب ایشان بیشتر از کاریز است. رودهای آب اندکند و درخت بسیار و ابریشم حاصل شود و از میوه همه نوع باشد به خصوص پنبه و انار نیز بسیار باشد. خواف محل عبور شاخهای از جاده ابریشم به طول ۱۰ هزار کیلومتر است که در قرن اول قبل از میلاد از شهر «سیان» پایتخت چین و از طریق هرات به ایران وارد میشدهاست. ولایت خواف از سال ۱۲۴۹ ه.ق که هرات از ایران جدا شد به تابعیت مشهد یعنی خراسان کنونی درآمد.