شهرستان کنگان: تاریخچه کنگان
شهرستان کنگان یکی از مناطق به دلیل وجود بنادر کهن تاریخی چون بندر باستانی سیراف از تاریخی کهن برخوردار میباشد. حوزه ساحلی خلیج فارس و دریای عمان از دیرباز محل آمد و شد اقوام، قبایل مختلف بوده است که از اطراف و اکناف دنیای قدیم –آسیا و آفریقا به قصد تجارت و سیاحت و سیاست به این خطه سفر مینمودهاند، منطقه کنگان نیز از این ویژگی برخوردار بوده است و مردان این سامان به لحاظ موقعیت جغرافیایی صیاد و دریانورد بودهاند.
میرزا حسن فسایی در کتاب فارسنامه ناصری چنین مینویسد: «بلوک کنگان از گرمسیر است فارس از جنوب شیراز است. در ازای آن از نخل تقی تا قریه بنک سیزده فرسخ و پهنای آن از نیم فرسخ نگذرد. این بندر رشد خود را پس از ویرانی سیراف از اوایل قرن بیستم شروع نمود. سرکنسول فرانسه در بندر بوشهر که از کنگان دیدن نموده است مینویسد: «در بندر کنگان به سال ۱۹۱۱،(۲۵۰) خانوار زندگی میکردند که حدود ۲۰۰ نفر از این جمعیت یهودی و تعبیر عرب و عجم (غیر عرب) بودهاند و عمده تجار و بازرگانان شهر در این دوره یهودی بودهاند. میرزا حسن فسایی در کتاب پیش گفته موقعیت بلوک کنگان و آب و هوای آن را چنین توصیف میکند: کنگان محدود از جهات شرق، شمال به بلوک گله دار و از طرف مغرب و جنوب به دریای فارس، هوای این بلوک از ماه ثور تا میزان (اردیبهشت تا مهرماه) گرم و بسیار مرطوب و شکار آن کبک و تیهو و مرغ کبک انجیر است.
بعد از جنگ جهانی دوم و مهاجرت یهودیان به فلسطین، لطمه اقتصادی جدیدی نیز به منطقه وارد گردید و گذشته از کاهش جمعیت و سرمایه هنگفنی نیز خارج گردید. با پیشبرد سیاستهای جدید رژیم پهلوی در دهه ۴۰ و جایگزینی آرام سرمایهداری وابسته به جای اقتصاد کشاورزی شهر کنگان نیز به دوره جدیدی از شهرنشینی و مناسبات اجتماعی-اقتصادی همراه میگردد. رشد فیزیکی شهر در این مرحله به صورت خطی و به موازات ساحل انجام میپذیرد که خود نشانگر اهمیت صیادی و تجارت خارجی است.
رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت کنگان را جایگزن خورشیف دوان مغولی میداند و مینویسد: «ابن بلخی میگوید: نجیرم و خورشی (خورشی)، نجیرم شهرکی است و خورشی دهی و جمله از اعمال سیراف است و گرمسیر عظیم است. احتمالاً با توجه به اینکه نجیرم در خورسیف مفظر واقع بوده است و خورسیف یا خورشیف یا خورشی، دهی بوده است در مسیر سیراف به نجیرم (دیر و بردستان) و در نزدیکی خور بردستان و بین خور شمال بندر کنگان و بَنَک، به این منطقه خورِ سیف مظفر گفته میشده است. پاول شواتس در بررسی خورشیف مینویسد: این سوی سیراف، خورسیف قرار داشت که احتمالاً همان خورشید است.(آنگونه که حمزه اصفهانی گفته شیف وشی همان شیب است و در پارسی به ساحل میگفتند یاقوت حموی در معجم البلدان از خورسیف یاد کرده و انرا نزدیک سیراف نامیده و در جایی دیگر انرا خور شید نامیده همچنین در ساحل بحرین نیز جاییست به نام خور شیف که در عربی انرا خور شاف میگویند یاقوت از خورشاف نیز یاد کرده . خورشاف و خورشیف یکی است در عربی مانند اباک و ابیک یا لاکن و لیکن) نجیرم در زمان افول سیراف رونق بیشتری یافت اما این رونق تا سالیان دراز پایدار نبود و نجیرم که بارانداز و بندر کمکی در کنار سیراف بود و بازارچه و کاروانسرا داشت، با تغییر بندر اول ایران از سیراف به کیش و سپس هرمز به بوتهٔ فراموشی سپرده شد. به نظر میرسد جایگزین نجیرم در قرنهای ششم و هفتم هجری، خورسیف یا خورشیف شده است. رونق نجیرم در زمان سیراف و آداب فرهنگی و وضعیت اجتماعی آن را میتوان به عنوان گوشهای از تمدن سیراف بررسی کرد و رونق خورشیف را در بازهٔ تاریخی عصر مغول و ایلخانانان؛ و در دورهٔ صفوی کنگان جایگزین خورشیف شد.»
در دی ماه ۱۳۹۱ عسلویه با عنوان شهرستانی جدید از شهرستان کنگان جدا گردید.