سلطانیه: تاریخ
مطالعات منابع تاریخی نشان میدهد که منطقه سلطانیه، پیش از آنکه به عنوان پایتخت انتخاب شود، یک چمنزار گسترده بوده و عمدتاً به عنوان محل توقف و استراحت برای لشکریان و اردوگاه جنگجویان مغول مورد استفاده قرار میگرفته است با روی کار آمدن حکومت ایلخانی در آذربایجان و شهر تبریز، دشت سلطانیه بهعنوان منطقهای برای شکار و تفریح شاهان ایلخانی در فصل تابستان مورد استفاده قرار میگرفت. این دشت در زبان مغولی «ایقرئولن» نامیده میشد که به معنای چمنزار و شکارگاه شاهین استدشت سلطانیه با آبوهوایی خنک و سردسیر و اقلیمی استپی که پوشیده از مرغزارهای گسترده است، شباهت زیادی به زادگاه اصلی ایلخانان داشت. این منطقه به واسطه موقعیت استراتژیک خود، بهویژه قرار گرفتن میان مسیرهای عراق عجم و آذربایجان، از اهمیت ارتباطی و نظامی بالایی برخوردار بود اقلیم استپی، امکان دسترسی به مسیرهای ارتباطی شرق به غرب و آذربایجان، و همچنین نزدیکی به منطقه عراق عجم (مرکز ایران)، از جمله عواملی بودهاند که ساخت شهر سلطانیه و انتخاب آن به عنوان پایتخت امپراتوری ایلخانان را توجیه میکنند
رشد و رونق شهر سلطانیه در دوران حکومت اولجایتو، هشتمین ایلخان امپراتوری مغول، شکل گرفت. اولجایتو از سال ۷۰۲ هجری قمری ساختوساز این شهر را با جدیت آغاز کرد و برای تحقق این هدف، گروههای زیادی از هنرمندان، صنعتگران و بازرگانان را به این منطقه منتقل کرد. از آن زمان به بعد، این مکان به نام سلطانیه، به معنای محل اقامت شاه، شناخته شد.در سال ۷۱۳ هجری قمری، امپراتور ایلخانی اولجایتو به مناسبت تکمیل ساخت شهر و پایتخت جدید امپراتوری، جشنی باشکوه برگزار کرد و این شهر را سلطانیه نامید. با توجه خاصی که شاه به این شهر نشان داد، سلطانیه به سرعت پس از تبریز، به دومین شهر بزرگ و پرجمعیت ایران در دوران ایلخانی تبدیل شد
اولجایتو فرمان داد بارویی به طول سی هزار گام ساخته شود و دستور داد تا درون این بارو، آرامگاهی باشکوه برای او بنا گردد. نتیجه این اقدام، ایجاد سازهای بسیار مجلل بود که امروزه با نام گنبد سلطانیه شناخته میشود و بهعنوان سومین گنبد بزرگ جهان شهرت دارد. برخی مورخان بر این باورند که انگیزه اولجایتو، امپراتور مغول، از ساخت چنین بنای عظیمی انتقال اجساد علی و حسین از آرامگاههایشان به این مکان بود، اما به دلیل مخالفت عالمان دینی، از اجرای این تصمیم صرفنظر کرد
سلطانیه در دوران ایلخانان مغول تبدیل به یک اَبَرشهر جهانی و باشکوه گردید که با سرمایه عظیم امپراتوری ایلخانی و بزرگان لشکری و کشوری ایجاد گردید و به عنوان پایتخت و مرکز حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی امپراتوری مغول مورد توجه قرار گرفت و تا دوران صفویه نیز از عمده مناطق شهری و مرکز تجاری و اقتصادی آن زمان بود. بیشتر ساکنان پایتخت جدید امپراتوری ایلخانی را متصدیان حکومتی، نظامیان و لشگریان مغول و صنعتگران تشکیل میدادند و به مرور از ولایات و شهرهای دیگر امپراتوری، مردم با زبانها و مذاهب مختلف به سلطانیه مهاجرت کردند و محلههای مختلف شهر به مرور گسترش یافت و جمعیت شهر به شدت افزایش یافت. سلطانیه در مدت کوتاهی به سرعت توسعه و گسترش یافت و همتراز شهرهای بزرگ آن دوران مثل بغداد مرکز خلافت اسلامی گردید. …