Hazrati Sultan

Neuigkeiten, Termine, Marktplatz und Menschen aus Hazrati Sultan.

Aktuelle Beiträge

  • جعبه‌ی مبادله کنار در · Hazrati Sultan ·

    کتاب، اسباب‌بازی یا ظرف‌هایی که دیگر لازمشان نداری می‌توانند کسی دیگر را خوشحال کنند. یک جعبه‌ی مبادله در راه‌پله یا کنار در ایده‌ای ساده است: بردار آنچه لازم داری، بگذار آنچه می‌توانی ببخشی. مراقب باش جعبه تمیز و خشک ب…

  • ولسوالی حضرت سلطان: روز پاکسازی مشترک · Hazrati Sultan ·

    حیاط یا پارک تمیز همه را خوشحال می‌کند. یک پاکسازی کوچک راه بینداز: چند کیسه، دستکش و یک ساعت وقت. بعدش هم یک چای یا قهوه‌ی دسته‌جمعی. دوست داری پاکسازی بعدی کی و کجا باشد؟

  • کار داوطلبانه در ولسوالی حضرت سلطان · Hazrati Sultan ·

    کار داوطلبانه راهی عالی برای کمک به دیگران و پیدا کردن دوستان تازه است. می‌توانی در پناهگاه حیوانات، رویدادهای ورزشی یا برنامه‌های پاکسازی طبیعت کمک کنی. این تجربه در رزومه هم خوب دیده می‌شود. تا حالا داوطلب شده‌ای؟ در …

  • با هم درس بخوانیم – ولسوالی حضرت سلطان · Hazrati Sultan ·

    درس خواندن با دیگران اغلب آسان‌تر و شادتر است. کتابخانه یا یک کافه‌ی آرام جای خوبی برای گروه مطالعه است. وقتی چیزی را برای دیگری توضیح می‌دهی، خودت هم بهتر می‌فهمی. دنبال هم‌درس هستی؟ در نظرها بنویس!

  • کتابی که به همسایه‌ها پیشنهاد می‌کنی · Hazrati Sultan ·

    یک کتاب خوب هدیه‌ای عالی است، حتی برای همسایه. اخیراً کدام کتاب را با لذت خوانده‌ای و چرا پیشنهادش می‌کنی؟ در نظرها بنویس تا با هم یک فهرست کتاب بسازیم.

  • واژه‌ها و اصطلاح‌های محلی · Hazrati Sultan ·

    هر منطقه واژه‌هایی دارد که فقط اهالی‌اش می‌فهمند. واژه یا اصطلاح محلی محبوبت چیست و چه معنایی دارد؟ در نظرها بنویس تا از هم یاد بگیریم!

  • تازه آمده‌ای؟ به ولسوالی حضرت سلطان خوش آمدی! · Hazrati Sultan ·

    آمدن به جایی تازه هیجان‌انگیز است، ولی گاهی تنهایی هم دارد. اگر تازه آمده‌ای، در نظرها بگو از کجا آمده‌ای و دنبال چه هستی. قدیمی‌ها: بهترین توصیه‌تان به تازه‌واردها چیست؟

  • ولسوالی حضرت سلطان · Hazrati Sultan ·

    ولسوالی حضرت سلطان یکی از ۷ ولسوالی‌‌‌‌ ولایت سمنگان، به مرکزیت حضرت سلطان در شمال افغانستان است. حضرت سلطان خانه ابدی شاعر و عارف بزرگ وقت سلطان بایزید بسطامی است کی نام این ولسوالی از نام این عارف و شاعر بزرگ گرفته شد…

  • دفترچه‌ی راهنما · Ilam ·

    پدر سه ساعت است دارد کمد تازه را سر هم می‌کند. پسرش می‌پرسد: – بابا، دفترچه‌ی راهنما را نگاه کنیم؟ – راهنما مال کسانی است که حوصله ندارند.

  • حرف زدن با گلدان‌ها · Isfahan ·

    – چرا با گلدان‌ها حرف می‌زنی؟ – گفته‌اند کمک می‌کند. – به گلدان‌ها؟ – نه، به خودم.

  • آکواریوم · Kabul ·

    دو گربه به آکواریوم نگاه می‌کنند. یکی می‌گوید: – من عاشق این برنامه‌ی آشپزی‌ام.

  • شمع‌ها · Kandahar ·

    پدربزرگ آه کشید: روی کیک تولدم آن‌قدر شمع هست که باید به آتش‌نشانی خبر بدهیم.

  • زرافه · Kapisa ·

    معلم: کی حیوانی را می‌شناسد که با «ز» شروع شود؟ کیان: زرافه! معلم: آفرین. کجا زندگی می‌کند؟ کیان: توی کتاب، صفحه‌ی سی و چهار.

  • حوصله‌سررفتن · Kerman ·

    – وقتی حوصله‌ات سر می‌رود چه کار می‌کنی؟ – در یخچال را باز می‌کنم ببینم چیز تازه‌ای پیدا نشده باشد.

  • ماهیگیر · Kermānschāh ·

    شوهر دست خالی از ماهیگیری برمی‌گردد. – خب، ماهی‌ها کو؟ – ماهی‌ها امروز گرفتار بودند. ما فقط گپ خوبی زدیم.

  • نشانه‌ی بزرگ شدن · Kohgiluye und Boyer Ahmad ·

    – از کجا بفهمیم بزرگ شده‌ایم؟ – وقتی از یک ماهیتابه‌ی نو بیشتر از اسباب‌بازی نو خوشحال می‌شوی.

  • تلویزیون سگ · Kordestān ·

    – مامان، چرا سگ هر وقت غذا می‌خورم به من زل می‌زند؟ – چون تو برنامه‌ی تلویزیونی محبوبش هستی.

  • ابرها · Kunar ·

    ابری از ابر دیگر پرسید: امروز کجا می‌باری؟ – هر جا که مردم چترشان را جا گذاشته‌اند.

  • اگر ماه بیفتد · Kunduz ·

    معلم: اگر ماه روی زمین بیفتد چه می‌شود؟ شاگرد: فضانوردها دیگر جایی برای رفتن ندارند.

  • بیسکویت‌ها · Laghman ·

    – پسرم، بیسکویت‌ها را قایم کرده‌ای؟ – نه مامان، بیسکویت‌ها خودشان توی من قایم شده‌اند.

Rubriken

Nachbarregionen

Marktplatz · Kleinanzeigen · Branchen · Veranstaltungen · Über Regionauts