Qazvin

Neuigkeiten, Termine, Marktplatz und Menschen aus Qazvin.

Aktuelle Beiträge

  • محصول باغچه را قسمت کنیم · Qazvin ·

    کدو یا گوجه‌ات زیادی شده؟ با همسایه‌ها قسمت کن! می‌شود نشا، بذر و تجربه هم رد و بدل کرد. الان در باغچه یا بالکنت در شهرستان قزوین چه می‌روید؟

  • نگهداری از حیوانات خانگی · Qazvin ·

    به سفر می‌روی و گربه در خانه می‌ماند؟ همسایه‌ای که به او غذا بدهد و با او بازی کند اغلب بهترین راه است. درباره‌ی غذا، کلید و راه تماس واضح هماهنگ کنید. می‌توانی از حیوان خانگی همسایه‌ای در شهرستان قزوین نگهداری کنی یا د…

  • دانشگاه یا حرفه؟ · Qazvin ·

    فقط یک راه درست وجود ندارد: هم دانشگاه و هم آموزش حرفه‌ای می‌تواند به کار خوب برسد. به روزهای درهای باز سر بزن و با کسانی که آن‌جا درس می‌خوانند حرف بزن. از خودت بپرس هر روز دوست داری چه کاری انجام دهی. به کدام راه فکر …

  • بیرون رفتن امن در شهرستان قزوین · Qazvin ·

    یک شب خوب با برنامه شروع می‌شود: با دوستانت هماهنگ کن که چطور به خانه برمی‌گردید. حواست به نوشیدنی‌ات و به دوستانت باشد. اگر حال کسی خوب نیست، تنهایش نگذار. توصیه‌هایت برای یک شب شاد و امن چیست؟

  • گنج‌های پنهان شهرستان قزوین · Qazvin ·

    هر جایی گوشه‌ای دارد که مسافران متوجهش نمی‌شوند: حیاطی زیبا، درختی کهنسال یا چشم‌اندازی دیدنی. گنج پنهان تو کجاست؟ در نظرها بنویس؛ شاید کسی همین آخر هفته کشفش کند.

  • در شهرستان قزوین چه چیزی بهتر شود؟ · Qazvin ·

    همه دوست داریم جایی زندگی کنیم که حالمان خوب باشد. به نظرت چه چیزی باید بهتر شود: نیمکت‌ها، روشنایی، مسیرهای دوچرخه یا چیز دیگری؟ لطفاً پیشنهادهایت را در نظرها سازنده و دوستانه بنویس.

  • روز بارانی چه کنیم؟ · Qazvin ·

    روز بارانی لازم نیست در خانه حوصله‌مان سر برود. در شهرستان قزوین کجا می‌شود زیر سقف وقت گذراند: کتابخانه، موزه، استخر یا یک شب بازی؟ ایده‌هایت را در نظرها بگو.

  • شنا · Ghom ·

    – شنا را چطور یاد گرفتی؟ – برادرم هلم داد توی استخر و خیلی زود فهمیدم آب سرد است.

  • جوجه‌تیغی · Ghor ·

    جوجه‌تیغی کوچولو توی تاریکی به یک کاکتوس خورد و با خوشحالی پرسید: – مامان، تویی؟

  • سگ شطرنج‌باز · Gilan ·

    – سگم شطرنج بازی می‌کند! – واقعاً؟ چه سگ باهوشی! – نه آن‌قدرها. دیروز سه بار پشت سر هم بردمش.

  • ساعت نو · Golestan ·

    – یک ساعت زنگ‌دار نو لازم دارم. – قدیمی چه عیبی دارد؟ – همیشه درست وقتی زنگ می‌زند که خواب از همه وقت شیرین‌تر است.

  • دیر کردن · Hamadan ·

    – چرا همیشه دیر می‌کنی؟ – خودت گفتی چیزهای خوب ارزش انتظار دارند.

  • کلوچه‌ها · Helmand ·

    مادر: کی همه‌ی کلوچه‌ها را خورد؟ پسر: من فقط یکی خوردم… هر بار که از کنارشان رد شدم.

  • گل · Herat ·

    – برایت گل آوردم! – ولی این‌ها که از باغچه‌ی خودم است! – خب، که مجبور نباشی راه دوری بروی تا تماشایشان کنی.

  • سریع‌ترین حیوان · Hormozgan ·

    – سریع‌ترین حیوان دنیا کدام است؟ – گربه، وقتی در یخچال باز می‌شود.

  • دفترچه‌ی راهنما · Ilam ·

    پدر سه ساعت است دارد کمد تازه را سر هم می‌کند. پسرش می‌پرسد: – بابا، دفترچه‌ی راهنما را نگاه کنیم؟ – راهنما مال کسانی است که حوصله ندارند.

  • حرف زدن با گلدان‌ها · Isfahan ·

    – چرا با گلدان‌ها حرف می‌زنی؟ – گفته‌اند کمک می‌کند. – به گلدان‌ها؟ – نه، به خودم.

  • آکواریوم · Kabul ·

    دو گربه به آکواریوم نگاه می‌کنند. یکی می‌گوید: – من عاشق این برنامه‌ی آشپزی‌ام.

  • شمع‌ها · Kandahar ·

    پدربزرگ آه کشید: روی کیک تولدم آن‌قدر شمع هست که باید به آتش‌نشانی خبر بدهیم.

  • زرافه · Kapisa ·

    معلم: کی حیوانی را می‌شناسد که با «ز» شروع شود؟ کیان: زرافه! معلم: آفرین. کجا زندگی می‌کند؟ کیان: توی کتاب، صفحه‌ی سی و چهار.

Rubriken

Nachbarregionen

Marktplatz · Kleinanzeigen · Branchen · Veranstaltungen · Über Regionauts